12 بهمن - بازگشت "امام"(ره) به ميهن (1357ش)
جمعيت استقبالكننده در طول 33 كيلومتر از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا را بين 5 تا 8 ميليون نفر يعني بيش از جمعيت آن روز تهران تخمين زدند. صدها هزار نفر از شهرهاي مختلف كشور به تهران آمده بودند تا در اين مراسم باشكوه شركت نمايند. ورود اتومبيل حامل امام به بهشت زهرا، با آن جمعيت انبوه امكانپذير نبود لذا از هلي كوپتر استفاده شد. امام در بهشت زهرا، در جايي كه هزاران شهيد گلگون كفن انقلاب آرميده بودند و در ميان انبوه جمعيت، سخنان مهمي ايراد فرمودند. ايشان در اين سخنراني كه يكي از پرجمعيتترين اجتماعات تاريخ بود، غيرقانوني بودن رژيم سلطنت پهلوي را با استدلال مطرح و خطوط آينده انقلاب و دولت اسلامي را ترسيم نمودند. در ادامه به آيات و احاديثي متناسب با فجر انقلاب اسلامي اشاره ميشود:
جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ إنَّ الباطِلَ كانَ زَهُوقاً(اسراء ، آيه 81)
حقّ آمد و باطل نابود شد. يقيناً باطل نابود شدني است.
قال رسول الله(ص): يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِّ سُلطانَهُ (كنزالعمّال، ح 38657).
مردمي از مشرق قيام ميكنند و زمينه حكومت مهدي(عج) را فراهم ميآورند.
قال رسول الله(ص): لَوكانَ الدِّينُ مُعَلَّقاً بِالثُّرَيّا لَتَناوَلَهُ اُناسٌ مِن أبناء فارِسَ (كنزالعمّال ، ح 34130)
اگر دين به ستاره ثريّا آويزان باشد ، مردماني از ايرانيان به آن دست خواهند يافت.
قال الصادق(ع): سَيَأتي زَمانٌ تَكونُ بَلدَةُ قُمَّ و أهلُها حُجَّةً عَلَي الخَلائِقِ و ذلِكَ في زَمانِ غَيبَةِ قائِمِنا إلي ظُهُورِهِ (بحار، ج60، ص 213)
روزگاري خواهد آمد كه شهر قم و مردمان آن حجّت بر ديگر مردمان باشند؛ آن روزگار در زمان غيبت قائم ما است تا آنگاه كه ظهور كند.
قال الكاظم(ع): رَجُلٌ مِن أهلِ قُم يَدعُو النّاسَ إلَي الحَقِّ يَجتَمِعُ مَعَهُ قَومٌ كَزُبَرِ الحَديِدِ (بحار، ج 60 ، ص 216)
مردي از قم، مردم را به حق فرا ميخواند و گروهي استوار، چون پارههاي آهن، پيرامون او گرد ميآيند.
-------------------
بهمن روز بازگشت امام به ایران
دیدی که غسق داشته فجری در پی/ دیگر منشین مگو که پس کو؟ پس کی؟
آن عاشق بی قرار و بی تاب بهار/ باید که کند شکیب بر سردی دی
امام آمد و اجرای قرآن را آورد، تجدید بنای دین را، شکوه مذهب را، عظمت مسلمین را، غرور سرخ شیعه را، کتاب شهادت را، نستوهی و استواری امت اسلام را، تبلور عینی مکتب را به ارمغان آورد.
امام آمد . امام آمد و از قطره، دریا ساخت و از دل دقیقه، قرنی بیرون آورد، و زمام زمان را به دست گرفت و مهار تاریخ را در کف مستضعفان مومن قرارداد و غرور ابرقدرت ها را درهم شکست و شکوه شهادت را نمایان ساخت و ترسیمی از راه بزرگ عشق را ارائه کرد.
همه زهم می پرسند:
ناگهان نفس گرم کدامین عیسی، بر تن مرده ی صد ساله ی این خلق دمید؟ ید بیضای کدامین موسی نور از دیده ی هامان بربود؟ عقل را از سر فرعون بپراند؟ عشق و اخلاص کدام ابراهیم آب، برآتش نمرود بریخت؟ قدرت قدس کدامین جبریل مشت حق بر دهن باطل زد؟ همت و صبر کدامین ایوب در شتابان دل این خلق افتاد؟
یا که اعجاز چه روح الله ای با سر انگشت مسیحایی خویش پیکر مرده و افسرده ی این ایران را ، به خداوند قسم ؛ بار دگر احیا کرد؟ آن کدام آذر بود؟ آن کدام آتش برخاسته از سینه ی خاکستر بود که چنین غوغا کرد؟ که چنین محشر بی سابقه ای بر پا کرد؟
انقلابمان پیش زفت و می رود ولی نه به بهای کم که به قیمت هزاران شهید و جانباز و مفقود و اسیر.
چه جوان هایی که فدا شدند.
چه مخلصانی در مقام رفیع ایثار جای گرفتند.
آموزگارم می گفت : خانه هایمان سنگر. کلاسهایمان جبهه. قلمهایمان سلاح. نبردهایمان باروت. کارخانه هایمان معبد. سنگرهایمان محراب. جهادمان سازندگی. شهادتهایمان بنیاد. ملتمان بسیج گشتند.
جوانانمان پاسدار. و هر روزمان عاشورا شد.
این ها بود گوشه ای از میوه های روییده بر شاخسار زمان در 22 بهمن که با بذر افشانی باغبان بزرگ خیر و برکت و حق و آزادی یعنی امام امت فرا دست آمده است.
یاد آن روز آفتابی جاودان و ثمرات یوم الله بزرگ 22 بهمن افزون تر باد. آمین یارب العالمین
نام : محمدرضا حسین زاده