مروری سریع بر تفکرات و عقاید خطرناک احمد بصری و اتباعش

نشانه های ظهور از جذاب ترین و پرطرفدارترین و در عین حال از آسیب پذیرترین بخش های معارف مهدوی است که اختصاص بخش عمده ای از روایات مهدویت به این موضوع ، بهترین گواه بر این مسئله است.

این جذابیت از سویی باعث افزایش اقبال عمومی به این مساله و در نتیجه اصل اندیشه مهدویت می شود.

اما از سوی دیگر ، افزون بر ایجاد زمینه برای ورود خرافات ، طمع شیادان و مدعیان دروغین را برای جعل و تحریف روایات ، دوچندان میکند.

یکی از این مدعیان دروغین، که از راه تحریف و تأویل روایات ، خود را مطرح ساخته ، احمد اسماعیل بصری می باشد، که با ادعای یمانی ، مدت هاست شروع به فعالیت کرده است.

در این داده نما تصویری(اینفوگرافیک) به گوشه ای از اقدامات و تفکرات خطرناک و تکفیری این فرد و پیروانش خواهیم پرداخت.

 

1هیچ سند و روایت واضح و متقنی برای ادعای خود ندارد! علم رجال را که از لوازم و ارکان فهم احادیث به شمار می رود، قبول ندارند و هر حدیثی که نشان دهنده ی کذب و انحراف راهشان باشد ، به راحتی رد و یا توجیه می کنند
2معتقدند هر کس به آن ها نپیوندد و دعوت احمد بصری را نپذیرد ، کافر و نجس بوده و جان و مال او آزاد و حلال است!
3احمد بصری خود را امام، جانشین و فرزند امام زمان (علیه السلام) می داند؛ همچنین ادعا می کند که یمانی موعود نیز هست! وی معتقد است که خون حضرت امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا، به خاطر او ریخته شده است!
4تنها راه ارتباطی با سر دسته ی فرقه ، صفحه ی او در فیس بوک است؛ که اصلا معلوم نیست متعلق به خودش باشد، اگر هم باشد، بسیاری از اوقات آفلاین بوده و پیروانش باید صبر کنند تا امامشان آنلاین شود ...!
5به طور کلی تقلید را قبول ندارند و علماء و مرجعیت شیعه را دشمن امام زمان (علیه السلام) می دانند و می گویند اگر امامشان (احمد بصری) قیام کند ، گردن فقهاء را خواهد زد!
6هر چند در ظاهر سعی می کنند دشمنی خود را با نظام اسلامی و شخص رهبر ایران آشکار نکنند، اما در واقع این نظام را طاغوت و ظالم می دانند و معتقدند تعدادشان باید به حدی برسد که حکومت مجبور شود همه چیز را تسلیم آن ها کند.

سوالات تفسیر قرآن ...برای ازمون فرهنگیان

سوالات تفسیر قرآن برای ازمون ضمن خدمت فرهنگیان ، البته با یه مقدار مطالب اضافی...

ترجمه و تفسیر سوره کوثر دارای 3 آیه

 

 

 

 

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

ما تو را [چشمه] كوثر داديم (1)

 

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ﴿1

پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن (2)

 

فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ﴿2

دشمنت‏ خود بى‏ تبار خواهد بود (3)

 

إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ﴿3

1 -  سوره کوثر بنظر یکی از مفسران ( زمخشری در تفسیر کشاف ) نماد چیست؟ نماد اعجاز بلاغی

2 در تفسیر سوره کوثر چه چیزهایی را باید در نظر بگیریم؟

الف مفردات سوره را از نظر معنا ، لغت و مفهوم مرور کنیم.  

ب- رابطه این آیات با یکدیگر چه خواهد بود؟       ج- پیام و مفهوم سوره کوثر چه خواهد شد؟

3 معنی لغت اعطینا چیست؟

دادیم و بخشیدیم ظرافت آن در اعطی است و نوعی حرمت برای آن کسی که چیزی را می گیرد وجود دارد.

ادامه نوشته

سوالات کتاب آداب و اسرار نماز

البته این سوالات رو از جایی دیگه گرفتم و براتون گذاشتم

درس : جایگاه عبادت و نماز

1 -  تعریف دین چیست؟

مجموعه ای است بهم پیوسته و درهم تنیده  که سعادت  دنیا و آخرت  فرد و جامعه را تضمین می کند.

2 -  عناصر دین چیست؟

الف- قله دین    ب-  دامنه دین      ج- دشت های منتهی به دامنه و قله دین

3 -  پیامبر دین را به چه چیزی تشبیه کرده است؟

بدن انسان و بعضی دین را به  چشم و دست  انسان

4 -   موضوع نماز چند بار در قرآن تکرار شده است؟

حدود هزار بار       –  نود و چندبار کلمه صلاه و حدود 900 بار  کلمات مرتبط با کلمه نماز

5 حدیثی از پیامبر در باره نماز؟

وقتی من به پیامبری رسیدم اولین  واجبی که از آسمان برای من فرود آمد موضوع نماز بود.

6- نکاتی در مورد نماز :

به ادامه مطلب مراجعه کنین ...

ادامه نوشته

جبهه‌ي استکبار با استفاده  از مثلثِ زر و زور و تزوير در حال برنامه‌ريزي مستمر است.

مقام معظم رهبری : استکبار علاوه بر

سازمان‌ها و دستگاه‌هاي سياسي، از قدرت مالي و پشتوانه‌ي کمپاني‌ها و

شرکت‌هاي بزرگ صهيونيستي برخوردار است و در واقع جبهه‌ي استکبار با استفاده

از مثلثِ زر و زور و تزوير در حال برنامه‌ريزي مستمر است.

ایشان خاطرنشان کردند: تزوير در عملکرد دستگاه‌هاي سياسي و

ديپلماسي استکبار يعني در همان حالي که به شما لبخند مي‌زنند و شما را در

آغوش مي‌گيرند، خنجر خود را در قلبتان فرو مي‌کنند.

معظم له  با اشاره به ضرورت هوشياري دائم در مقابل شيوه‌هاي مختلف «دشمني سخت

و نرم استکبار» خاطرنشان کردند: از جمله موضوعات بسيار مهم در دشمني نرم،

استفاده از پروژه‌ي «نفوذ» است.

رهبر انقلاب افزودند: برخي به طرح موضوع نفوذ واکنش نشان دادند و گفتند که

از اين موضوع، استفاده‌ي جناحي مي‌شود، البته اگر کساني از آن استفاده‌ي

جناحي مي‌کنند، کار اشتباهي است اما اين حرف‌ها نبايد موجب غفلت از اصل

موضوع «نفوذ» و فراموشي آن شود.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي گفتند: مهم اين است که بدانيم و باور کنيم که دشمن در حال طراحي و برنامه‌ريزي در اين زمينه است.

رهبر انقلاب «نفوذ موردي» و «نفوذ شبکه‌اي و جرياني» را دو روش عمده‌ي طراحان و برنامه‌ريزان اين پديده برشمردند.

ايشان در تبيين نفوذ موردي که نمونه‌هاي زيادي در گذشته و حال دارد

خاطرنشان کردند: در اين شيوه که در دستگاه‌هاي سياسي، حکومتي و حتي ديني

سابقه‌اي طولاني دارد، عناصر نفوذي با زدن ماسکِ رفتاري يا گفتاري و در

چهره‌ي دوست، در خانه‌ي افراد مورد نظر يا دستگاه و تشکيلات فرد مسئول ورود

مي‌کنند.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي «جمع‌آوري اطلاعات» و «جاسوسي» را از جمله اهداف

نفوذ موردي خواندند اما تأکيد کردند: هدف مهم‌تري که در نفوذ موردي تعقيب

مي‌شود «تصميم‌سازي» است.

ايشان افزودند: در روش تصميم‌سازي، فرد نفوذي تلاش مي‌کند نگاه مسئول يا

شخص مؤثر در حرکت‌هاي جامعه و کشور را در قبال مسائل مختلف تغيير دهد تا او

همان تصميمي را بگيرد و حرکتي را انجام دهد که آنها مي‌خواهند.

رهبر انقلاب «نفوذ جرياني و شبکه‌اي» را خطرناک‌تر از روش‌هاي ديگر

خواندند و افزودند: در اين روش، دشمن عمدتاً با دو وسيله‌ي «پول و

جاذبه‌هاي جنسي» در درون ملّت و در داخل کشور شبکه‌سازي مي‌کند تا

آرمان‌ها، باورها، و در نتيجه سبک زندگي را تغيير دهد.

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي افزودند: در نفوذ بسيار خطرناک جرياني، مجموعه‌اي

از افراد با هدفي دروغين، با روش‌هاي متفاوت با هم مرتبط مي‌شوند تا نگاه

آنها به مسائل مختلف به‌تدريج تغيير کند و شبيه نگاه دشمن شود.

رهبر انقلاب اين تغيير نگاه را زمينه‌ساز تغيير آرمان‌ها، باورها و

ارزش‌ها دانستند و گفتند: به اين ترتيب بيگانگان، بدون شناخته شدن و به خطر

افتادن، اهداف خود را محقق مي‌کنند.

آسیب شناسی شبکه های اجتماعی

امروزه یکی از مشکلاتی که می تواند برای افراد معتاد به اینترنت و شبکه های اجتماعی به وجود بیاید، مشکل انزوا از جمع و گوشه گیری و در نهایت افسردگی مفرط است.با نگاهی گذرا به اطراف و افراد مختلف در خانواده هایی که با آنها ارتباط داریم، قطعا این مشکلات در برخی افراد احساس می شود.

خانواده هایی که به دنبال رهایی از آسیب های این چنینی شبکه های اجتماعی هستند باید به نکات زیر توجه ویژه ای داشته باشند:
 
1.افراد برای استفاده از شبکه های اجتماعی و کلا فضای مجازی زمان خاصی از شبانه روز را در نظر بگیرند.مثلا زمانی که متعلق به خودشان است می تواند زمان مناسبی باشد و یا زمان هایی که از جمع دور هستند.
 
2.همواره برای حضور در فضای مجازی، وقت مشخصی را تعیین کنند.مثلا یک ساعت، نیم ساعت و یا مدت زمان مشخصی در طول شبانه روز که برنامه های دیگر افراد آسیبی نبیند.ناگفته نماند که اغلب کارشناسان بیش از دوساعت استفاده مفید از گوشی همراه و یاتبلت را در شبانه روز مفید نمی دانند.
 
3.افراد مختلف، مخصوصا افرادی که تازه ازدواج کرده اند، سعی کنند علاوه بر رعایت موارد بالا همسران خود را همراه خود کنند و لحظات خود را در کنار یکدیگر سپری کنند.
 
4.سعی شود از هر حرکت و عملی که موجبات بد گمانی و شک و اضطراب را در میان خانواده پدید می آورد، جلوگیری شود.امروزه بسیاری از مشکلاتی که میان خانواده ها و مخصوصا زوج ها به وجود می آید و به دادگاه های خانواده کشیده می شود، بعد از مشاوره خانواده مشخص می شود که سوتفاهمی بیش نبوده است.
 
5.با وجود رعایت همه این مسائل حتی اگر لحظه به لحظه استفاده از شبکه های مجازی مفید باشد، انسان باید به مسائل روزمره دیگر خود توجه کند، توجهی که اگر به اندازه نباشد و دچار افراط و یا تفریط شود می تواند مشکلاتی شبیه به این مشکلات اشتفاده بیش از حد از فضای مجازی را پدید آورد.
 
6.عدم استفاده بیش از حد از گوشی های همراه و موبایل علاوه براینکه می تواند از آسیب های روانی برای انسان جلوگیری کند، بلکه جسم انسان را از آسیب های احتمالی دور نگه می دارد. / مهدی مهدیان
منبع: فرهنگ

25 بهمن - سالروز صدور حكم اعدام سلمان رشدى

25 بهمن ماه، سالگرد صدور حكم اعدام سلمان رشدى توسط رهبر بزرگ جهان اسلام حضرت امام خمينى(ره) است.

حكمى كه حياتى دوباره به اسلام بخشيد و دشمنان اسلام را منفعل و منزوى ساخت.

بار ديگر استعمارگران دريافتندكه اسلام مكتبى زنده و پوياست و رهبرى آن، آگاه و هوشيار از حريم اسلام و مقدساتش دفاع مى‏كند.

حكم اعدام سلمان رشدى از نظر فقهى

با تأمل در كار سلمان رشدى مى‏توان گفت كه حكم اعدام او جنبه‏هاى مختلفى دارد؛ يكى از آنها مسأله «ارتداد» است.

سلمان رشدى در كتاب خود، مقدسات مذهبى، خدا، پيغمبر، جبرئيل، وحى و قرآن را به تمسخر گرفته، آيات الهى راآيات شيطانى ناميده، آيينهاى الهى را به عنوان آيينهاى فحشا و منكرات مطرح كرده است.

وى تعبيراتى در محتواى‏كتاب آيات شيطانى به كار برده كه انسان از بيانش شرم دارد.

هر مسلمان آزاده‏اى كه چنين مطالبى را بگويد، مرتداست.

البته مرتد بر دو قسم است:

ادامه نوشته

پاسخ رهبري به 11پرسش درباره استحكام ساخت دروني

* سوال اول: پرداختن به استحكام ساخت دروني كشور  چه ضرورتي دارد؟

تنها چيزى كه مى‌تواند كشور ايران و نظام اسلامى را حفظ كند، استحكام داخلى و عزم جزم بر دفاع مشروع و منطقى است... بعضى خيال مى‌كنند اگر ما بخواهيم به امريكا «نه» بگوييم، بايد به اروپا تكيه كنيم. مگر ما وقتى در دوره جنگ، با امريكا مقابل بوديم، به شوروى - كه با امريكا دشمن و مخالف هم بود - تكيه كرديم؟ دشمنىِ شوروى سابق در دوره جنگ، كمتر از امريكا در صحنه عمل نبود. اگر من و شما به شرايط استحكام داخلى عمل كنيم - ملت كه عمل مى‌كند - دشمن نمى‌تواند ضربه بزند. 1382/05/15

در پيشرفت به سمت هدفهاى آرمانى، بايد ساخت درونى قدرت را استحكام بخشيد؛ اساس كار اين است. ما اگر ميخواهيم اين راه را ادامه دهيم و به اين سمت حركت كنيم و اين هدفها را دنبال كنيم و چشم به اين آرمانها بدوزيم و پيش برويم و در مقابل اين معارضه‌ها ايستادگى كنيم و صبر و توكل را به كار بگيريم، بايد ساخت قدرت ملى را در درون كشور تقويت كنيم و استحكام ببخشيم. 1392/04/30

* سوال دوم: اتكا به قدرتهاي جهاني براي رسيدن به پيشرفت، كم‌هزينه‌تر و معقولانه‌تر نيست؟

ادامه نوشته

سخنان امام راحل و مقام معظم رهبری در باره دهه فجر

  • 22 بهمن باید سرمشق ما باشد در طول زندگی و برای نسلهای آینده که همه آنها 22 بهمن را که غلبه ی ایمان بر کفر و الله بر طاغوت و اسلام بر کفر بود، باید حفظ کنند و بزرگ بشمارند. بزرگ بشمارند روزی را که خدای تبارک و تعالی بر ملت ما منت گذاشت و این ملت را یکپارچه کرد و ملت ما را غلبه داد. امام خمینی(ره) 22 بهمن بهمن در طول زندگي و براي نسلهاي آينده بايد سرمشق همه قرارگيرد . امام خميني(ره)
  • فجر انقلاب ، دميدن خورشيد استقلال و آزادي است . امام خميني(ره)
  • نهضت ايران ، نهضتي بود كه خداي تبارك و تعالي در آن نقش داشت . امام خميني(ره)
  • اين نعمت بزرگ الهي ( انقلاب اسلامي ) را ارزان از دست ندهيد . امام خميني(ره)
  • هرچه انقلاب اسلامي دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است . امام خميني(ره)
  • ولايت فقيه براي شما يك هديه الهي است . امام خميني(ره)
  • اين انقلاب با تائيدات غيبي الهي پيروز گرديد . امام خميني(ره)
  • انقلاب ما متكي به معنويات و خداست . امام خميني(ره)
  • رمز پيروزي شما ايمان و وحدت كلمه بود . امام خميني(ره)
  • خون شهيدان ، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است . امام خميني(ره)
  • انقلاب اصيل ماجلوه اي از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است . امام خميني(ره)
  • اين اعجاز بزرگ قرن و اين پيروزي بي نظير و اين جمهوري اسلامي محتاج به حفظ و نگهداري است. امام خميني(ره)

ادامه نوشته

شیطان پرستی

از نظر لغوی، شیطان برگرفته از ریشه «شطن» و «شیطن» است که معنای «دور شدن» می دهد. البته به گروهی از دانشمندان بر این باورند که نون آن زاید است و اصل آن از «شاط» یا «یشیط» می باشد که به معنای «هلاکت» و یا «شدت غضب» است؛ ‌اما اهل تحقیق این گفته را قبول ندارند(شیخ زاده،‌1387: 12). در واقع، ‌شیطان اسم جنس و نامی عام و فراگیر است که برای هر موجود شریر،‌ متمرد و فریب کار به کار می رود. درباره ریشه واژه شیطان همان طور که گفته شد اختلاف نظر وجود دارد. برخی از لغت شناسان واژه شیطان اسم جنس و نامی عام و فراگیر است که برای هر موجود شریر متمرد، ‌و فریب کار به کار می رود درباره ریشه واژه شیطان همان طور که گفته شد اختلاف نظر وجود دارد. برخی از لغت شناسان واژه شیطان را غیر تازی و گرفته شده از زبان عبری و به معنای دشمن و شریر و عده ای آن را کلمه ای عربی می دانند. دلیل نام گذاری شیطان به این واژه بنا بر احتمال، دشمنی،‌ کینه ورزی، شرارت، ‌دوری و انحراف از حق و تمرد و سرکشی در برابر فرمان الهی یا هلاکت و شدت غضب اوست. در اوستا از شیطان با نام «انگرمینیو» یاد شده که دارای ویژگی: بدسرشت، نابکار، ‌ناپاک، دارای کیش زیان بخش، زشت منش،‌مورد صدهزار نفرین،‌ تبهکار، پُر گزند، مرگ آفرین، بدکنش و هرزه می باشد(آشنایی،1384: 19و 27). هم چنین شیطان در دین یهود به معنای «دشمن» یا «تهمت زننده» معرفی شده و نام فرشته ای است که مؤمنان را مورد محک قرار می دهد. البته شیطان در دین یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است؛ بلکه یک خادم خداست که وظیفه دارد ایمان بشریت را مورد آزمایش قرار دهد. در دین اسلام نیز شیطان سمبل عدم اطاعت به درگاه خداوند بوده و نقش ویژه اش گمراه کردن انسان هاست(سید محمد،1386: 98و 99). باید به این نکته توجه داشت که ابلیس غیر از شیطان است،‌ زیرا شیطان موجودی فتنه انگیز، موذی و مضر است که پیوسته در صدد آزار و اذیت و انحراف می باشد و برای اختلاف و فساد کوشش می کند؛ اما ابلیس یک اسم خاص است که به معنای مأیوس از رحمت خداست و آن موجودی سرکش است که از روی نافرمانی، دستور خداوند را اطاعت نکرده است(شیخ زاده،1387: 14).

 

در خصوص پرستش شیطان یا شیطان پرستی باید دانست که شیطان پرستی یک جریان ضد مذهبی است که علیه

ادامه نوشته

اصول و شاخص های قرآنی نرمش قهرمانانه

منبع پایگاه اطلاع رسانی حوزه

انقلاب اسلامی ظرفیتی را برای حوزه های علمیه شیعی پدیدآورده تا مجامع علمی شیعی از گرفتاری ساختار «حوزه برای حوزه» و «روش زدگی» و «اصول فقه  زدگی» و حتی «فلسفه زدگی اصول فقه» بیرون آید و به جای آن «حوزه برای جامعه و حکومت» جایگزین شود و ترکیبی از فقه محوری و اصول محوری و فلسفه اسلامی روزنگر در حوزه رشد یافته و «فقه جهان محور» و «فلسفه روزنگر» امکان رشد و بالندگی بیابد. موضوعات مستحدثه و لزوم پاسخگویی به آن ها از سوی مجامع علمی و حوزوی موجب شد تا «فقه زندگی» در حوزه رشد کند و امکان نظریه پردازی در مسائل و موضوعات گوناگون فراهم آید. تبیین فقهی مسائل روز در دستگاه فلسفی، اصولی و فقهی می طلبد که همواره فروعات به اصول دینی ارجاع داده شده و افعال مکلفین براساس آن تبیین، تعریف و توصیه شود.

این امکان در فقه سیاسی نیز فراهم آمده است، چرا که مسایل و موضوعات مستحدثه فراوانی به فقه شیعی عرضه شده که پیش از این فقه شیعی به دلایل گوناگون و عوامل درونی و بیرونی امکان حضور نداشته است،ولی اکنون شرایط می طلبد که حکم فقهی و دینی آنها استنباط و بیان شود. از جمله موضوعاتی که در این فقه سیاسی مطرح است، تعاملات سیاسی با دیگران است. سیاست نرمش قهرمانانه یکی از این مصادیق است که نویسنده بر آن است تا نگرش اسلام را در این حوزه تبیین کند، هر چند که حوزه افتاء و فتوا به عهده مراجع و مجتهدین این ساحت است، ولی تبیین این دیدگاه، کمکی به موضوع شناسی از سویی و امکان فهم حکم فقهی از سوی دیگر خواهد کرد.

نرمش قهرمانانه، انعطاف در چارچوب اصول

واژه ای که رهبری معظم انقلاب اسلامی در تبیین سیاست اسلامی در تعامل با دیگران به ویژه دشمنان و مخالفان بیرونی مطرح کرده، «نرمش قهرمانانه» است. این اصطلاح به عنوان یک راهبرد در سیاست های اسلامی مطرح شده و ایشان در مقام ولایت فقیه و مرجعیت سیاسی و اجتماعی از یک سو و مرجعیت فقهی از سوی دیگر، در مقام اسلام شناس، نگرش اسلامی را در تعاملات و سیاست خارجی تبیین می کند. این راهبرد به شکل ترکیب دو واژه، اصطلاحی شاید جدید باشد و از نظر شکلی از مصادیق مفهوم سازی شمرده شود، ولی راهبردی است که دارای مبانی و اصول شناخته شده اسلامی و مبتنی بر وحی و سنت دینی است.

رهبری بر آن است تا با اصطلاح سازی، مفاهیم قرآنی و اسلامی را در قالب نظریه های امروزی تبیین کند و این امکان را به جامعه نخبگانی در شبکه جهانی توحید مداران می دهد تا فرصت یابند تا سیاست اسلامی را در قالب یک اصطلاح امروزی بشنوند و با آن، فقه سیاسی اسلامی را دریابند.

در ادبیات اسلامی اصطلاحاتی چون حقیقت وضعی و حقیقت شرعی و حقیقت متشرعه وجود دارد که به حوزه الفاظ باز می گردد. شارع مقدس برای این که مفاهیم بلندی را در قالب یک واژه و اصطلاح تبیین کند، گاه با کمی تغییر، همان موضوع له لفظ را به کار می  گیرد ولی گاه به مفهوم سازی می پردازد. این گونه است که مثلا اصطلاح حج، زکات، جهاد و مانند آن دارای بار مفهومی خاصی می شود. این اصطلاح سازی کمک می کند که یک تفکر و نظریه در قالب واژگانی عرضه شود و مخاطب به سادگی به مفهوم منتقل شود.

رهبری معظم بارها به مفهوم سازی و تولید نظریه پرداخته و با استنباط از آموزه های اسلامی به تولید علم و سپس ارائه آن در قالب اصطلاحات و واژگان تأکید کرده است. اصطلاحاتی چون جهاد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی و مانند آن در همین چارچوب تبیین می شود.

اصطلاح «نرمش قهرمانانه» که از سوی ایشان برای تبیین سیاست های راهبردی نظام اسلامی مبتنی بر آموزه های اسلامی به کار رفته در همین چارچوب قرار می گیرد. این اصطلاح ترکیبی که برای تبیین سیاست خارجی به کار رفته، دارای دو واژه است که در ظاهر متناقض به نظر می رسد. واژه نرمش دلالت بر عنصر انعطاف پذیری دارد، در حالی که قهرمانانه دلالت بر سفتی و سختی می کند؛ زیرا واژه قهر به معنای غلبه و چیرگی است که وقتی با مبانی افزوده ای همراه می شود بر شدت مفهومی و دلالتی آن افزوده شده و معنای شدت غلبه و چیرگی سلطه گونه قوی را می دهد.وقتی پهلوان و قهرمانی که بر میدان، مسلط و چیره است، نرمش و انعطافی را در پیش می گیرد، این نرمش به رقیب این اجازه را نمی دهد تا او را به خاک افکند؛ زیرا وقتی میداندار است قهر و غلبه او همراه با هوشیاری باشد، رقیب تنها به جای فرار و اتخاذ رویه ای سخت تر در میدان می ماند و فرصت را برای قهرمان فراهم می آورد. هدف در نرمش قهرمانانه آن است که شخص قهرمان اولا سلطه خود را حفظ کرده و رقیب را خوار نکند که احساس شکست داشته باشد که او را بدخو نماید، بلکه نوعی بازی برد- برد را رقم می زند که احساس برد در طرف مقابل نیز برانگیخته می شود ولی در حقیقت این قهرمان است که در این میدان برد کرده است؛ چرا که بازی برد و باخت، رقیب را سرخورده می کند و به شیطنت او دامن می زند.

هر چند که به نظر می رسد نرمش قهرمانانه یک تاکتیک و سازوکار باشد، ولی یک راهبرد در سیاست خارجی با رقیبان است که باید همواره مدنظر قرار داد. در این راهبرد، همواره اصول مورد نظر است؛ چرا که قهرمان، حافظ عزت، کرامت و شرافت خود بوده و با حفظ قهرمانی و پهلوانی و موقعیت برتر خود برای اینکه اجازه بازی به بازیگران دیگر بدهد نوعی تسامح و نرمش همراه با چیرگی و برتری می دهد.

نرمش قهرمانانه در بیان رهبر انقلاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به پیچیدگی های دنیای دیپلماسی در تبیین سیاست نرمش قهرمانانه می فرمایند: عرصه دیپلماسی، عرصه لبخند و درخواست مذاکره و مذاکره است اما همه این رفتارها باید در چارچوب چالش اصلی، فهم و درک شود. مقام معظم رهبری ضمن موافقت با حرکت های صحیح و منطقی در سیاست های خارجی و داخلی افزودند: با مسئله ای که سال های پیش، نرمش قهرمانانه خواندم موافقم؛ چرا که این حرکت در مواقعی، بسیار خوب و لازم است، اما با پایبندی به یک شرط اصلی.

«ما مخالف با حرکتهای صحیح و منطقی دیپلماسی هم نیستیم؛ چه در عالم دیپلماسی، چه در عالم سیاستهای داخلی. بنده معتقد به همان چیزی هستم که سالها پیش اسم گذاری شد «نرمش قهرمانانه»؛ نرمش در یک جاهایی بسیار لازم است، بسیار خوب است؛ عیبی ندارد»

ایشان درک ماهیت طرف مقابل و فهم صحیح هدف گذاری او را، شرط اصلی استفاده از سیاست نرمش قهرمانانه اعلام کردند و افزودند: یک کشتی گیر فنی نیز برخی مواقع به دلیل فنی نرمش نشان می دهد، اما فراموش نمی کند که حریفش کیست و هدف اصلی او چیست؟

حضرت آیت الله خامنه ای در این باره این گونه توضیح می دهد: «این کشتی گیری که دارد با حریف خودش کشتی می گیرد و یک جاهایی به دلیل فنی، نرمشی نشان می دهد، فراموش نکند که طرفش کیست؛ فراموش نکند که مشغول چه کاری است؛ این شرط اصلی است؛ بفهمند که دارند چه کار می کنند، بدانند که با چه کسی مواجهند، با چه کسی طرفند، آماج حمله طرف آنها کجای مسئله است؛ این را توجه داشته باشند.»[1]

رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان به کارگیری نرمش قهرمانانه در عرصه سیاست را مطلوب و مورد قبول دانستند. البته این نکته را نیز ذکر کردند که این حرکت نباید به معنای «عبور از خط قرمز یا برگشتن از راهبردهای اساسی و یا عدم توجه به آرمانها» باشد.

ایشان در این دیدار فرمودند: «در این سالها جبهه بندی های منطقه ای و جهانی هم آشکار شده. البته نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه عرصه های سیاسی، یک کار مطلوب و مورد قبولی است، لکن این مانور هنرمندانه نبایستی به معنای عبور از خطوط قرمز، یا برگشتن از راهبردهای اساسی، یا عدم توجه به آرمانها باشد؛ اینها را باید رعایت کرد. البته هر دولتی، هر شخصی، هر شخصیتی، روشهایی دارند، ابتکاراتی دارند، این ابتکارات را انجام خواهند داد و [کار] پیش خواهد رفت.»[2]

ایشان می فرمایند: نمایندگان سیاسی جمهوری اسلامی ایران در جهان باید تیزتر از شمشیر، نرم تر از حریر و سخت تر از سنگ و پولاد باشند، عرصه سیاست خارجی میدان نرمشهای قهرمانانه است، اما نرمشی که در برابر دشمن تیز باشد. بنابراین دیپلماتهای ما باید در مواضع اصولی خود مستحکم بایستند واستقامت و پایمردی حضرت امام خمینی(رض) را الگوی خود قرار دهند.[3]

مبانی و اصول سیاست نرمش قهرمانانه

اسلام دین صلح ودوستی است. از نام های خداوند سلام است که به معنای صلح و سلامتی است. در واژه عربی «سلم» به معنای صلح است. خداوند با حکمت خویش بر آن است تا همه موجودات از جمله جن و انس را به کمال خودشان رهنمون سازد و در مقام ربوبیت و پروردگاری شرایط و علل و عوامل کمال یابی آنان را فراهم آورد.

در آیات قرآنی بارها بر این نکته تاکید شده که رحمت الهی بر غضب او پیشی گرفته است و اگر سنت الهی بر مجازات و کیفر ظالمان نبود، هرگز دوزخ و عذابی نبود.

همین ویژگی در مظهر کامل خداوندی یعنی حضرت محمد مصطفی(ص) وجود داشته است و پیامبر(ص) خود را به رنج می افکند تا همگان را از عذاب و آتش دوزخ برهاند و به بهشت رضوان الهی رهنمون سازد.[4] آن حضرت(ص) دارای خلق عظیم و بزرگواری شگفتی بود[5] و همگان را به دور خود گرد می آورد.[6] و حتی منافقان از این خوش خویی آن حضرت(ص) سوءاستفاده می کردند و برخی مشرکان بر همین اساس طمع داشتند که نسبت به بتان کوتاه بیاید.[7]

بنابراین، رویکرد هدایتی اسلام موجب می شود که تا آنجا که امکان هست نسبت به دیگران بویژه مخالفان و دشمنان، تسامح و تساهل روا داشت تا آنان به حق بازگردند و در صراط مستقیم عبودیت قرار گیرند. هرگز اسلام به جنگ ابتدایی آغاز نکرده و دستور نداده است، بلکه همواره دعوت به صلح نموده و شرایط را برای ابلاغ پیام الهی بهبود بخشیده است. از این رو حتی به دشمنان اجازه داده می شود تا با هزینه خود یا بیت المال برای تحقیق از اسلام وارد بلاد اسلامی شده و به تحقیق از حقیقت بپردازند.[8]

خداوند در آیاتی از جمله 88 تا 92 سوره نساء و 4 و 7و 12 سوره توبه بر حفظ روابط صلح آمیز با اقوام و ملتها تأکید داشته و آن را به عنوان یک ارزش و فضیلت بزرگ در حقوق بین الملل اسلامی مطرح می کند؛ زیرا ازنظر اسلام صلح نسبت به جنگ و تفرقه، امری برتر و بهتر است؛ لذا در آیه 128 سوره نساء صلح را به عنوان خیر مطرح می کند تا امت را به صلح تشویق و ترغیب نماید. ازنظر قرآن پایبندی به صلح و پیمان ها و عهدنامه های مربوط به آن عین تقوای الهی است و اصولا اگر بخواهیم درباره تقوای عقلانی و شرعی کسی قضاوت بکنیم و او را انسانی متعهد به قانون عقل و شرع بدانیم می بایست به صلح طلبی و پایبندی وی به عهدنامه ها و پیمان نامه ها توجه کنیم.[9]

اگر در برخی از آیات از شدت عمل نسبت به کافران سخن به میان آمده[10] زمانی است که آنان حرکت های ایذایی داشته و شرایط را برای مستضعفان از ملت خود و یا مؤمنان سخت و دشوار می کردند[11] و با تهدیدات دایمی، به مرزهای عقیدتی و جغرافیایی مسلمانان تجاوز می کردند. از این رو، برای ترساندن دشمن و ایجاد شرایط عدم تعرض لازم است تا قدرت و شوکت امت اسلام و جامعه اسلامی با تهیه ابزارهای دفاعی و جنگی و آموزش رزم آوران حفظ و شرایط امنیتی و صلح تأمین شود.[12]

پس اصولی چون صلح در راستای تعلیم و ابلاغ آموزه های الهی به دیگران از سویی و قهرمانگی از سوی دیگر در راستای دفع هرگونه تفکر و حرکت ایذایی دشمنان باید به عنوان راهبردهای سیاست خارجی دولت اسلامی و مسلمانان در دستور کار قرار گیرد؛ زیرا اگر سلطه قهرآمیز و چیرگی دفاعی و نظامی و مانند آن فراهم نیاید دشمن به تصور و یا توهم ضعف مسلمانان به آنان حمله کرده و امنیت جامعه اسلامی را با خطر مواجه می کند. پس ضمن صیانت از علل و عوامل قهر و غلبه جامعه اسلامی و ایجاد ترس در دل دشمنان، شرایط به گونه ای فراهم آید که دشمن به جای اندیشه حمله در اندیشه صلح باشد.

سنجش سیاست و برنامه های دشمن در اجرای سیاست نرمش قهرمانانه بسیار مؤثر است. از این رو، باید با دقت تمام و هوشیاری همه فعالیت ها و رفتارهای دشمن زیر ذره بین قرار گیرد و درصورت احراز صلح طلبی و نداشتن قصد فریبکاری از سوی کافران، می توان صلح کرد و با آنان به توافق رسید. این رویه ای است که خداوند درباره شرایط صلح با کافران در آیاتی چون 59 و 62 سوره انفال مطرح کرده است.

مرزها و خطوط قرمز سیاست نرمش قهرمانانه

چنان که گفته شد نرمش قهرمانانه به معنای انعطاف در چارچوب اصول و صیانت از آن است. پس هرگاه نرمش و انعطاف موجب شود که از اصول دست برداشته و یا تسامح و تساهل درباره آن روا داشته شود، باید از این نرمش دست برداشت و اصول را هرگز فدای مصلحت نکرد؛ زیرا نرمش در چارچوب مصلحت سامان می یابد و هیچ مصلحتی بالاتر از اصول نیست.

خداوند هرگز اجازه نمی دهد که امت اسلام و رهبرانی که مجاز به عهد و پیمان هستند، از اصول خود کوتاه آیند. از این رو هرگاه احراز شود که هدف دشمن از صلح طلبی تغییر موقعیت و یا دست یابی به شرایط برتر و یا فریبکاری است، نمی توان با دشمن صلح کرد.

هم چنین اگر صلح و پیمان موجب می شود که از برخی از اصول کوتاه بیاییم و عقب نشینی کنیم این عقب نشینی مجاز نیست و بلکه حتی اگر بدانیم که عقب نشینی در غیر اصول هم ممکن است دشمن را گستاخ کرده و به امتیازگیری سوق دهد نمی بایست در غیر اصول نیز نرمش نشان داد.

خداوند در آیه 120 سوره بقره با اشاره به روحیه یهودیان و مسیحیان می فرماید که اینان خواهان عقب نشینی گام به گام هستند تا شما را به رویه ملت خودشان درآورند؛ یعنی سیاست تهاجمی آنان محدود به حوزه سیاسی و اقتصادی و نظامی نیست، بلکه حوزه فرهنگی را در اصل مورد تهدید و هجوم قرار می دهند و خواهان یکسانی آیین و فرهنگ هستند و آنان می خواهند تا شما در حوزه فرهنگی تابع فرهنگ آنان و همانند آنان شوید. پس هدف اصلی آنها تغییر فرهنگی است و تا زمانی که به این هدف نرسیده اند کوتاه نمی آیند. از این رو شناخت سیاست های کلان دشمن و انگیزه های اصلی در نرمش قهرمانانه لازم و ضروری است؛ زیر اگر اهداف راهبردی و انگیزه های اصلی دشمن و مخالفان شناخته نشود نمی توان با بررسی تاکتیک ها و سازوکارهای آنان، حقیقت را به دست آورد؛ چرا که تغییر در رویه ها و روش ها تنها یک سازوکار برای تغییر شرایط و دست یابی به سلطه و قهری است که در نهایت به تغییر ملت و آیین و فرهنگ می انجامد.

البته نرمش قهرمانانه می تواند با تغییر تاکتیک و سازوکار همراه باشد که به ظاهر عقب نشینی است ولی در اصل و باطن، تقویت مواضع و تغییر شرایط است. از همین رو، در هنگام جنگ به جنگجو فرمان می دهد که می تواند برای تغییر موقعیت و تثبیت آن از تاکتیک و سازوکار عقب نشینی استفاده کند.[13]

نرمش قهرمانانه مبتنی بر عدالت و شفقت در سیاست داخلی

در سیاست داخلی نیز باید از اصول نرمش قهرمانانه بهره برد که در کلام امام زمان(عج) با عنوان عدالت همراه شفقت از آن یاد شده است؛ زیرا عدالت به معنای اصول و شفقت یعنی نرمش مناسب و در چارچوب اصلی. پس در سیاست داخلی نمی بایست تنها از عدالت نسبت به رعیت و ملت بهره برد یا تنها با شفقت جامعه را مدیریت کرد، بلکه باید عدالت و قانون را با شفقت و نرمی و مهر درآمیخت و جامعه را با چنین سیاستی مدیریت کرد.

پی نوشت:



[1]  دیدار با فرماندهان سپاه 92/6/26

[2]  سخنرانی92 /6/16

[3]   به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری

[4]  کهف، آیه 6؛ شعراء، آیه 3

[5]  علق، آیه 4

[6]  آل عمران، آیه 156

[7]  توبه، آیه 61 و آیات دیگر

[8]  توبه، آیه6

[9]  توبه، آیات4 و 7 و 12

[10]  فتح، آیه29

[11]  نساء آیه75

[12]  انفال، آیه60

[13]  انفال، آیه 16

فواید  « ماست »

فواید اصلی ماست

کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی

درمان اسهال

کمک به فعالیت طبیعی دستگاه گوارش

درمان انواع بیماری ها از جمله چربی خون بالا و سندروم روده تحریک پذیر

خواص ویژه ماست

ـ کلسترول خون بالا: مصرف روزانه 200 گرم (تقریبا 1 لیوان) ماست، به میزان بیش از 4 درصد سبب کاهش کلسترول بد خون (LDL) و به میزان بیش از 3 درصد سبب کاهش کلسترول تام خون می شود.

ماست دارای نوعی باکتری مفید به نام «لاکتوباسیلوس» است که در روده با کلسترول اتصال یافته و مانع جذب آن می شود و به این طریق کلسترول خون کاهش می یابد. این نوع باکتری، در واقع درون روده موادی تولید می کند که کلسترول را در کنار خود نگه می دارند و به همراه خود از مدفوع خارج می سازند.

جالب است بدانید که هر یک درصد کاهش در کلسترول خون سبب تقریبا 2 تا 3 درصد کاهش خطر ابتلا به بیماری های قلبی می شود. برخی از دانشمندان در مجموع مصرف منظم و روزانه ماست را عاملی برای کاهش خطر ابتلا به این بیماری ها می دانند.

تحقیقی بر روی مردم قبیله مازی در آفریقا نشان داده است که ................

ادامه نوشته

فضيلت گريه بر امام حسين(ع)



گريه براي آن حضرت سختي‌هاي زمان احتضار را از بين مي‌برد زيرا امام صادق عليه السّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آيا مصائب آن جناب (امام حسين عليه السّلام) را ياد مي‌کني؟

عرض کرد: بلي والله مصائب ايشان را ياد کرده و گريه مي‌کنم.

حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهي ديد در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصيت تو را مي‌کنند که سبب روشني چشم تو باشد.

همچنين فرمودند: اي مسمع گريه بر احوالات حسين (عليه السّلام) سبب مي‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌تر از مادر گردد.

گريه بر حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السّلام) باعث راحتي در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشيده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالي که او مسرور است فرشتگان الهي به او بشارت بهشت و ثواب الهي را مي‌دهند.

اجر و مزد هر قطره آن اين است که شخص هميشه در بهشت منزل کند.(1)

گريه کننده بر امام حسين عليه السّلام در بهشت با ايشان و هم درجه ايشان خواهد بود.(2)

شيخ جليل جعفر بن قولويه در کامل از ابن خارجه روايت کرده است:
ادامه نوشته

فهميده كه بود؟

1024x768

 شهيد محمد حسين فهميده در شانزدهم ارديبهشت‏ماه 1346 (مصادف با سوم محرم) در روستاى سراجه قم متولد شد. وى دوران ابتدايى و دو سال اول مقطع راهنمايى را در قم گذراند وسپس طى سفر خانواده به كرج در اين شهرستان به ادامه تحصيل پرداخت.

 وى كه سومين فرزند خانواده در بين هفت خواهر و برادر خود بود، پس از پيروزى انقلاب با شروع حوادث كردستان به مناطق درگيرى با منافقين و ضدانقلاب شتافت و پس از آن با شنيدن تجاوز نيروهاى بعث عراق به خوزستان، رهسپار اين سرزمين شد و در كنار مردم مقاوم خونين‏شهر حماسه آفريد.

 شهيد فهميده كه به‏دليل كمى سن بارها از سوى مسؤولان اعزام‏كننده با ممانعت از حضور در خط مقدم مواجه شده بود، سرانجام با تلاشهاى زيركانه خويش اعتماد مسؤولان نظامى منطقه را جلب كرد و در مناطق درگيرى مستقيم با دشمن حاضر شد.

 

 وى سرانجام در روز هشتم آبان 59 در زمانى‏كه خرمشهر مورد محاصره رژيم بعث عراق بود، براى جلوگيرى از پيشروى تانكهاى عراقى به شهر و قتل‏عام نيروهاى مقاومت، با نارنجكى در دست از لابه‏لاى سفير گلوله‏هاى دشمن خود را به تانك دشمن مى‏رساند و با استفاده از نارنجك، تانك دشمن را منفجر مى‏كند كه در اثر اين انفجار، محل عبور ديگر تانك‏ها بسته مى‏شود و خود نيز به شهادت مى‏رسد.

  خبر شهادت حسين فهميده‏

 صداى جمهورى اسلامى ايران با قطع برنامه‏هاى خود اعلام مى‏كند كه نوجوانى سيزده ساله با فداكارى زير تانك عراقى رفته، آن‏را منفجر كرده و خود نيز به شهادت رسيده است. امام خمينى(ره) نيز در پيامى، جمله معروف خود را مى‏فرمايند: «رهبر ما آن طفل سيزده ساله‏اى است كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‏تر است، با نارنجك، خود را زير تانك دشمن انداخت و آن‏را منهدم نمود و خود نيز شربت شهادت نوشيد.»

 به اين ترتيب و با اين كلمات، حسين و فداكارى و شجاعت او جاودانه شد. بقاياى پيكر شهيد حسين فهميده در بهشت‏زهرا، قطعه 24، رديف 44، شماره 11، به خاك سپرده مى‏شود. شهيد حسين فهميده، اين دليرمرد نوجوان كه با اقدام شجاعانه در مقابل تهاجم نيروهاى دشمن نام خود را در دفتر شهيدان هماره زنده تاريخ ايران ثبت كرد، هم‏اكنون نه تنها به الگويى براى نوجوانان برومند ايران اسلامى تبديل شده، بلكه آوازه حماسه جاودان او در ديگر كشورهاى اسلامى به‏ويژه لبنان و فلسطين، مايه برانگيختگى و خيزش جوانان مقاومت در برابر حملات رژيم صهيونيستى شده است.


علت ماندگاري غدير چيست؟

نزول دو آيه مستقل در رابطه با غدير باعث ماندگاري و جاودانگي حادثه غدير گرديده است:

1 - آيه 67 سوره مائده: {يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، به طور کامل (به مردم) ابلاغ کن؛ و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام نداده اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم، حفظ مى کند.

ابن أبي حاتِم در تفسير خود از ابو سعيد خدري نقل کردهكه  اين آيه در باره علي بن ابي طالب نازل شده است.  تفسير ابن أبي حاتم، ج 4 ص1172.

آلوسي در تفسير خود مي‌نويسد: ابن مردويه از ابن مسعود نقل مي‌کند که ما در زمان رسول الله صلي الله عليه واله وسلم اين آيه را اينگونه مي‌خوانديم: (بَلِّغْ مَا اُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إنَّ عَلِيّاً وَليُّ الْمُؤْمِنِين) آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است که «علي ولي مومنين است» را به  مردم ابلاغ کن، و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام نداده اى. روح المعاني ج6 ص193

و سيوطي و شوكاني اين روايت را  با عبارت «إنَّ عَلِيّاً مَولَي الْمُؤْمِنِين»  نقل کرده است. در المنثور ج2ص298  و فتح القدير ج  2 ص60 .

2 -  آيه 3 سوره مائده: {أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الاِْسْلاَمَ دِيناً}؛ امروز، دين شما را برايتان کامل کردم; و نعمت خود را بر شما تمام نمودم; و اسلام را بعنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم .

خطيب بغدادي از ابوهريره نقل کرده است : روز غدير خم ، زماني که پيامبر دست علي بن ابي طالب را گرفت ، سپس فرمود : اَلَسْتُ وَليَّ الْمُؤْمِنين؟ آيا من ولي مومنين نيستم؟ گفتند : بله اي رسول خدا! فرمود : «مَنْ كُنْتَ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ» هرکس که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست . بعد عمر بن خطاب به علي  (ع) : تبريک گفت سپس اين آيه نازل شد. تاريخ بغداد ج 8 ص 284.

حضرت امام(ره) و شاخصه‌هاي"استکباري ستيزي"

شاخصه‌هاي دکترين "استکباري ستيزي"

حضرت امام(ره) در طول مبارزه و بالاخص بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و شکل گيري نظام اسلامي که نظام استکبار جهاني بطور تمام قد در برابر نهضت اسلامي ملت ايران قرار گرفت و آن را بزرگترين تهديد قلمداد کرد، به تبيين ابعاد و شاخصه‌هاي دکترين استکبارستيزي پرداختند که مهمترين آن را مي‌توان چنين مورد مطالعه قرار داد:

 1- الهي بودن

يکي ازمولفه‌هاي مهم مباني انديشه‌اي حضرت امام(ره) مساله مبارزه با استکبارمساله ماهيت الهي مبارزه و قيام براي خداست. تاريخي‌ترين سند مبارزاتي حضرت امام(ره) با آيه شريفه «قُلْ انَّما اعِظُكُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثني‏ وَ فُرادي‏» آغاز مي‌شود. ايشان در ابتداي پيام که خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانيون نوشته‌اند آورده اند:

«خداي تعالي در اين كلام شريف، از سرمنزل تاريك طبيعت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده، و بهترين موعظه‌هايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه را پيشنهاد بشر فرموده. اين كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشورهاي اسلامي را زير نفوذ ديگران درآورده.»[5]

اين عبارات اولين گامهاي حضرت امام(ره) در آغاز حرکت بزرگ استکبارستيزي ايشان است، که مبتني برآموزه‌اي قرآني و دکترين "قيام لله" شکل گرفته است. تورق در صحيفه حضرت امام(ره) نمونه‌هايي فراوان ديگر از تاکيد و توجه حضرت امام(ره) به مفهوم قيام لله را آشکار مي‌سازد و نشان مي‌دهد که قيام و مبارزه براي خدا جزء کليدواژه‌هاي اصلي گفتمان ايشان و روح و جوهره دكترين استكبار ستيزي مي باشد.

حضرت امام(ره) بارها در طول مبارزه با  يادآورياين نکته که »اين نزاع و مبارزه اي كه الآن بين كفر و اسلام است، اين منازعه بين ما و آمريكا نيست، بين اسلام است و كفر» تلاش نمود تا ماهيت اسلامي و الهي استکبارستيزي را به ملت ايران گوشزد کند تا بر اثر غفلت سطح مبارزه تا کسب منافع مادي و غيرالهي تنزيل نيابد.

 2- سازش ناپذيري

ايشان امكان هرگونه تلاش براي نزديكي و سازش و مصالحه با استكبار را نفي مي‌كند و آن را نافي عزت مسلمين مي‌داند. ضمن آنكه اين حركت را ثمربخش ندانسته و

ادامه نوشته

اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم

غزالي، دانشمند پرآوازه اهل تسنن در قرن ششم در باره تبريك و تهنيت خليفه دوم و پيمانى كه در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مى‌نويسد:

واجمع الجماهير على متن الحديث من خطبته في يوم عيد غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه» فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولى كل مولى فهذا تسليم ورضى وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوى تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.

از خطبه‌هاى رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) خطبه غدير خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، على مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به على (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت:
«تبريك، تبريك، اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى ديگرى هستي.»
اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبرى على (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب على (عليه السلام) به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثير هواى نفس و علاقه به رياست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلى تغيير داد و با لشكر كشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمين‌هاى ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار كرد و از مصاديق اين سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايى ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله‏اى كردند.

الغزالي، أبو حامد محمد بن محمد، مجموعة رسائل الإما الغزالي. ص483.

ادامه نوشته

نوشته های روی درهای بهشت و جهنم



در روایت مربوط به شب معراج پيامبر اكرم (ص) چنین آمده که پیامبر (ص) فرمود:

 در شب معراج همراه جبرییل به دیدار بهشت و دوزخ شتافتم ، دیدنی ها و

شنیدنی های آنجا را از نزدیک مشاهده کردم ، بهشت دارای هشت در بود و

دوزخ دارای هفت در ، بر روی آن درها پس از ذکر یکتایی خدا و رسالت پیامبر

و ولایت علی(ع) جملاتی نوشته شده بود که جبرییل امین آنها را برای من

توضیح داد.

 

نوشته های روی هشت درِب بهشت :

 

بر روی درِب اول بهشت نوشته شده بود:

برای هر چیزی چاره ای هست و چاره زندگی سالم و بی تنش ،

انجام چهارخصلت است:

۱- قناعت 2- دوری از کینه 3-ترک حسادت 4- همنشینی با انسان های نیک

 

بر روی درِب دوم بهشت چنین نوشته شده بود:

برای هر چیز چاره ای است و چاره شادمانی در آخرت ،

انجام چهارخصلت است :

1- دستِ مهربانی بر سر یتیمان کشیدن

2-مهربانی با بیوه زنان

3-سعی و تلاش در انجام نیازهای مسلمانان

4- دلجویی از مستمندان و تهیدستان

 

برروی درِب سوم بهشت چنین نوشته شده بود:

برای هر چیزی چاره ای است و چاره سلامتی و عافیت در دنیا ،

چهار چیز است:

۱- کم سخن گفتن 2- کم خوابیدن 3- کم خوردن 4- زیاد روزه گرفتن

 

برروی درِب چهارم بهشت چنین نوشته شده بود:

 

کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد مهمانش را گرامی می دارد

کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد ، همسایه اش  را گرامی می دارد

کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد ، پدر و مادرش را گرامی می دارد

کسی که ایمان به خدا و روزقیامت دارد  یا سخن نیک می گوید یا سکوت

می کند

 

برروی درب پنجم بهشت چنین نوشته شده بود:

کسی که می خواهد فحش داده نشود ، خودش به کسی فحش ندهد

کسی که می خواهد ذلیل نگردد، کسی را ذلیل نکند

کسی که می خواهد به او ظلم نشود ، خودش ظلم نکند

کسی که می خواهد به دستگیره محکم در دنیا دست بزند، بگوید معبودی جز

خدای یکتا نیست ، محمد(ص) رسول خداست و علی (ع) ولی خداست

 

برروی درب ششم بهشت چنین نوشته شده بود:

کسی که دوست دارد قبرش وسیع و جا دار گردد ، به ساختن و تعمیر مساجد

بپردازد

کسی که می خواهد کرم ها در قبر ، بدنش را نخورند ، در مسجدها رفت و آمد

کند و مدتی از شبانه روزش را در مسجدها بگذراند

کسی که می خواهد بدنش تازه و شاداب باشد ، مسجدها را فرش کند

کسی که دوست دارد مقام خود دربهشت را بنگرد ، با مسجدها انس و الفت

داشته باشد

 

برروی درِب هفتم بهشت چنین نوشته شده بود:

سفیدی و نورانیت قلب درچهار خصلت است :    

                                                                           
۱- عیادت بیماران

2- تشییع جنازه ها

3- خریداری کفن

4- برگرداندن قرض ها به صاحبانش

 

برروی درِب هشتم بهشت چنین نوشته شده بود:

کسی که می خواهد از همه درهای هشتگانه ی بهشت وارد بهشت شود ،

به چهار خصلت متمسک شود و دارای این چهار صفت باشد که عبارتند از :

۱- صدقه دادن

۲- سخاوت ورزیدن

3- نیک خلقی

4- دوری از آزار به بندگان خدا

  

نوشته های روی هفت درب دوزخ :

 

بر روی درِب اول دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:

1-کسی که امید به خدا داشته باشد ، سعادتمند گردد

۲-کسی که از خدا بترسد ایمن می شود

3-انسان هلاک شده و مغرور کسی است که به غیر خدا امیدوار باشد

و از غیر او بترسد.

 

بر روی درِب دوم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:

1-کسی که می خواهد درقیامت ، عریان نگردد ، باید در دنیا برهنگان مستمند

را بپوشاند

۲-کسی که می خواهد در قیامت ، تشنه نشود ، باید در دنیا به تشنگان آب

برساند

3- کسی که می خواهد در قیامت ،گرسنه نماند ، باید در دنیا به گرسنگان

غذا  برساند

 

بر روی درِب سوم دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:

۱- خداوند دروغگویان را لعنت کند

۲- خداوند بخیلان را لعنت کند

۳– خداوند ستمگران را لعنت کند

 

بر روی درِب چهارم  دوزخ این سه جمله نوشته شده بود:

1- خداوند ذلیل کند کسی را که به اسلام اهانت نماید

2- خداوند خوار کند کسی را که به خاندان نبوت (ع) اهانت نماید

3- خداوند ذلیل کند کسی را که ظالمان را در ظلمشان بر مردم کمک نماید

 

بر روی درِب پنجم  دوزخ  این سه جمله نوشته شده بود:

1- از هوا هوس پیروی نکن که نتیجه آن دوری از ایمان است

2- در امور بی هدف زیاد سخن نگو که نتیجه اش سقوط از رحمت خداست

3- یار و یاور ستمگران نباش

 

بر روی درِب ششم دوزخ  این سه جمله نوشته شده بود:

۱- من بر شب زنده داران عابدحرام هستم

۲– من بر صدقه دهندگان حرام هستم

۳- من بر روزه داران حرام هستم

 

بر روی درِب هفتم  دوزخ  این سه جمله نوشته شده بود:

1-قبل از آنکه شما را به حساب رسی بکشند، خود را به حساب بکشید

۲- قبل از آنکه شما را سرزنش کنند ، خود را سرزنش کنید

3- قبل از آنکه بر خدا وارد گردید و قدرت دعا کردن نداشته باشید ،

هم اکنون دعا کنید و به درگاه الهی به راز و نیاز بپردازید

 

 نقل از احقاق الحق ج 4 ،ص128تا130

معراج حضرت محمد(ص) ص 115 تا 118

مولف: علامه شیخ محمد ابوعزیز الخطی

ترجمه: علاء بهروز

25 گنج بزرگ دنيا از زبان امام صادق (ع)

امام صادق عليه السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.


برگ عيشي به گور خويش فرست        كس نيارد ز پس، تو پيش فرست
 

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل: و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي: و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد: و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

قناعت توانگر كند مرد را          خبر كن حريص جهانگرد را

23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.

منبع: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810

تكنوكرات چيست و به چه كساني تكنوكرات‌هاي فرهنگي يا سياسي مي‌گويند؟

جواب: بهتر است سوال اين گونه طرح شود كه تكنوكراسي چيست و تكنوكرات به چه كسي يا چه كساني مي‌گويند؟ در ابتدا لازم است تعريفي اجمالي از كلمه تكنوكراسي و عامل آن يعني تكنوكرات داشته باشيم، سپس در بخش ديگر به طور اجمال مراحل سير آن در جوامع فرهنگي و سياسي و تأثيرات آن در اين جوامع ياد شده را مورد بررسي قرار دهيم و در پايان يك نتيجه‌گيري كلي در اين مورد انجام بدهيم.
الف. تعريف تكنوكراسي ـ تكنوكرات:
تكنوكراسي «Technocratie» كه از واژة «تكنيك» يا فنّ مي‌آيد به معني حكومت دانايان فنّ يا «فن سالاري» است و عناصر تشكيل دهندة اين نوع حكومت‌ها را تكنوكرات مي‌گويند. تكنوكراسي پديدة جديدي است كه با پيشرفت علوم و فنون و نقش روزافزون دانش و تخصّص در كار حكومت به وجود آمده و در بسياري از كشورهاي پيشرفته تكنوكرات‌ها يا دانان فنّ؛ بدون توجه به عقائد سياسي و خصوصيات طبقاتي آنها حسّاس‌ترين و مهمترين كارها را به دست خود گرفته‌اند.
در واقع با پيشرفت دانش و فنّ، عقائد سياسي اشخاص تحت الشعاع علم و تخصّص آنها قرار مي‌گيرد و حزب يا احزابي كه با به دست آوردن اكثريت در پارلمان «مجلس» حكومت را به دست مي‌گيرند، در كار حكومت و اموري كه به تخصّص نياز دارد از افراد غيرحزبي و حتّي اعضاي متخصّص حزب مخالف استفاده مي‌كنند.[1]
اين تعريف جامع‌ترين تعريفي بود كه در مورد تكنوكراسي و

ادامه نوشته

سياستهاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجراي بند يك اصل 110 قانون اساسي سياستهاي كلي«ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور» را كه پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين شده است، ابلاغ كردند.

متن سياستهاي كلي « ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور» كه به رؤساي قواي سه گانه و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ابلاغ شده، به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

سياست هاي كلي ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور

1- تحول در نظام آموزش و پرورش مبتني بر فلسفه تعليم و تربيت اسلامي در جهت رسيدن به حيات طيبه ( زندگي فردي و اجتماعي مطلوب اسلامي) و رشد و شكوفايي استعدادهاي فطري و ارتقاء كيفي در حوزه هاي بينش، دانش، مهارت، تربيت و سلامت روحي و جسمي دانش آموزان با تأكيد بر ريشه كن كردن بي سوادي و تربيت انسان هاي مؤمن، پرهيزكار، متخلق به اخلاق اسلامي، بلند همت، اميدوار، خيرخواه، بانشاط، حقيقت جو، آزادمنش، مسؤوليت پذير، قانونگرا، عدالت خواه، خردورز، خلاق، وطن دوست، ظلم ستيز، جمع گرا، خودباور و ايثارگر.

2- ارتقاء جايگاه آموزش و پرورش به مثابه ...............

ادامه نوشته

به مناسبت 8 اسفند، روز امور تربيتى و تربيت اسلامى

فرارسیدن روز باشکوه و ارزشمند امور تربیتی را حضور همه ی شما بزرگواران و آموزندگان دانش و پرورندگان بینش تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

روز امور تربيتى و تربيت اسلامى گرامی باد.

8 اسفند روز امور تربیتی و تربیت اسلامی را به همه همکاران محترم و گرامی تبریک می گویم و از خداوند متعال

موفقیت روز افزون شما عزیزان را خواستارم.

8 اسفند، روز امور تربيتى و تربيت اسلامى

در هشتم اسفندماه سال‏1359، «ستاد امور تربيتى» در مدارس كشور به همّت شهيدان رجايى و باهنر تأسيس شد. در سالهاى نخست پيروزى انقلاب اسلامى، نهاد «امور تربيتى» با هدف گسترش و تعميق ارزشهاى انقلاب اسلامى در نظام آموزش و پرورش كشور شروع به شكل‏ گيرى كرد و بر همين اساس شهيدان رجايى و باهنر در دوران تصدى وزارت آموزش و پرورش در سال 1359 شمسى اقدام به تأسيس ستادهاى امور تربيتى در مدارس كردند تا دانش‏ آموزان را به ارزشهاى اسلامى ترغيب كنند.

 

شهيد بزرگوار، رجايى مربيان امور تربيتى را سربازان انقلاب در آموزش و پرورش ناميد و بنا به گفته شهيد باهنر، «مربيان زمانى با انبيا هم ‏صف و با امام عادل هم‏ رديف هستند كه آموزش را از محتواى تزكيه پر كنند» و چه پر معناست كلام امام(ره) كه مى‏فرمايند: «اگر تهذيب در كار نباشد، علم توحيد هم به درد نمى‏خورد.»

 

اهداف و اصول مشروحه زير علل اصلى تشكيل اين نهاد انقلابى پرورشى مى‏باشند كه عبارتند از:

 - انتقال ارزشهاى دينى و فرهنگى انقلاب اسلامى به مدارس‏

 - تربيت و بازسازى دانش‏ آموزان در فضايى انقلابى و اسلامى‏

 - زمينه‏ سازى براى ورود نگرش‏هاى دينى و ارزشهاى انقلاب اسلامى به نظام آموزش و پرورش و حفظ مدارس از آفات فرهنگى و سياسى‏

 - شناخت و پرورش استعدادهاى دانش‏ آموزان در رشد دينى، عقلى، اجتماعى، عاطفى آنان و حفظ ارزشها.

 بنابراين مهمترين اهداف تشكيل امور تربيتى را حراست از مرزهاى اعتقادى و حفظ دستاوردها و تبيين ارزشهاى انقلاب در مدارس بايد دانست چرا كه انگيزه‏ هاى انقلابى و اسلامى همراه با شعار «مربيان امور تربيتى سربازان انقلابند» موجب تأسيس اين نهاد انقلابى شده است.

قسمتی از بيانات مقام معظم رهبری در ديدار فرماندهان و جمعى از كاركنان‌ نيروى هوائى ارتش

............  امروز شما ملاحظه كنيد؛ ملت ايران را مقايسه كنيد با ملتهايى كه سى سال در سيطره‌ى قدرت آمريكا بودند؛ ببينيد شما كجاييد، آنها كجايند. ملت ايران سى سال حرف مستقل خود را گفت؛ سخن حق خود را تكرار كرد؛ به سلطه‌گران «نه» گفت و اينجاست. دولتهايى، ملتهايى هستند و بودند كه در اين سى سال در سيطره‌ى آمريكا بودند - دولتهاى سرسپرده‌ى آمريكا كه ملتهاشان را زيرپاى سلطه‌گران انداخته بودند - آنها هم هستند؛ ببينيد آنها كجايند، شما كجاييد. ملت ايران با حركت خود، با استقلال خود، با خودباورى خود، با توكل به خدا، اثبات كرد كه ميتوان و ميبايد در مقابل سلطه‌ى بيگانگان و سلطه‌جويان ايستاد و ميتوان ايستاد. اين را ملت ايران اثبات كرده است. سى سال پيش ملت ايران در قافله‌ى علم و تمدن و پيشرفت و فناورى و نفوذ سياسى كجا بود؟ امروز كجاست؟ به بركت ايستادگى، به بركت توكل به خدا، به بركت به ميدان آوردنِ همه‌ى استعدادهاى خود؛ اين يك تجربه است؛ هم براى خود ملت ايران و نسل‌هاى آينده تجربه است، هم براى ملتهاى ديگر تجربه است و نيروى هوايى جمهورى اسلامى يكى از نمونه‌هاست در اين ايستادگى و حركتى كه متكى به خودباورى بود. اين را بايد ادامه بدهيم، ما ملت ايران بايد اين را ادامه بدهيم. اين راه، راه پربركتى است.

..................از هر كارى كه در اختيارشان بود و ميتوانستند، استفاده كردند؛ توطئه كردند، كودتا راه انداختند، تحريك نظامى كردند، حمله به هواپيما كردند، تحريمهاى سخت و شديد كردند؛ روزبه‌روز تحريمها را زياد كردند، به اميد اينكه بتوانند ملت را از صحنه خارج كنند؛ بتوانند ملت را نااميد كنند؛ بتوانند ملت را نسبت به اسلام و جمهورى اسلامى بدبين كنند؛ اما ناكام ماندند. اين كارنامه‌ى جمهورى اسلامى است.

.............  حالا اخيرا آمريكايى‌ها باز مسئله‌ى مذاكره را پيش كشيدند، تكرار ميكنند كه آمريكا آماده است با ايران مذاكره مستقيم بكند؛ اين تازگى ندارد. مسئله‌ى مذاكره را آمريكايى‌ها در هر مقطعى تكرار كرده‌اند. حالا امروز نوبه‌ميدان‌آمده‌ها مجدداً تكرار ميكنند كه مذاكره كنيد و ميگويند توپ در زمين ايران است، توپ در زمين شماست، شما هستيد كه بايد پاسخگو باشيد، شما هستيد كه بايد بگوييد مذاكره‌ى همراه با فشار و تهديد، چه معنايى دارد؟ مذاكره براى اثبات حُسن نيت است. شما ده تا كار انجام ميدهيد كه حاكى از سوء نيت است، آن‌وقت به زبان ميگوييد مذاكره؟! توقع داريد ملت ايران قبول كنند كه شما حُسن نيت داريد؟!

.......يك عده‌اى هم از روى ساده لوحى بعضاً، بعضى هم از روى غرض - نميشود انسان قضاوت قطعى نسبت به اشخاص بكند، اما كار آدم ساده لوح، با كار آدم مغرض، در ماهيت خود تفاوتى پيدا نميكند - خوشحال ميشوند كه بله، بياييد؛ نه، اين جور نيست اينها، مذاكره مشكلى را حل نميكند؛ مذاكره‌ى با آمريكا مشكلى را حل نميكند؛ كجا اينها به وعده‌هاى خودشان عمل كردند. شصت سال است كه از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى كه با آمريكايى‌ها مسئولين اين كشور اعتماد كردند، ضربه خوردند. يك روزى مصدق به آمريكايى‌ها اعتماد كرد، به آنها تكيه كرد، آنها را دوست خود فرض كرد، ماجراى 28 مرداد پيش آمد كه محل كودتا در اختيار آمريكايى‌ها قرار گرفت و عامل كودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت كرد بين اراذل و اوباش كه كودتا را راه بيندازد؛ آمريكايى بود. تدبير كار را خودشان هم اعتراف كردند، اقرار كردند. بعد هم حكومت ظالمانه‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر اين كشور مسلط كردند، ساواك تشكيل دادند، مبارزان را به زنجير كشيدند، شكنجه كردند؛ اين مال آن دوره است. بعداز انقلاب هم در برهه‌اى مسئولين كشور روى خوش‌بينى‌هاى خود به اينها اعتماد كردند، از آن طرف، سياست دولت آمريكا، ايران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شماييد؛ شما هستيد كه در دنيا داريد شرارت ميكنيد، جنگ راه مى‌اندازيد، ملتها را ميچاپيد، از رژيم صهيونيستى حمايت ميكنيد، ملتهاى بپا خاسته را در اين ماجراى بيدارى اسلامى تا هر جا كه بتوانيد دچار سركوب ميكنيد و به استضعاف ميكشيد و بين آنها اختلاف مياندازيد؛ شرارت متعلق به شماست؛ شأن شماست. ملت ايران را متهم كردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اينها اعتماد شد، اينها اين جورى حركت كردند. بايد حُسن نيت نشان بدهند. عنوان مذاكره، پيشنهاد مذاكره با فشار سازگار نيست؛ راه فشار با راه مذاكره دوتاست؛ امكان ندارد كه ملت ايران قبول بكند كه زير چكمه‌ى فشار، زير تهديد بيايد با طرف تهديد كننده و فشار آورنده مذاكره كند. مذاكره كنيم كه چى؟ كه چه بشود؟

امروز ملت ايران بيدار است.            91/11/21

28 ربيع الثاني - رحلت علامه اميني(1390 ق)

علامه شيخ عبدالحسين اميني در سال 1320 ق در تبريز به دنيا آمد. وي علوم ابتدايى و متوسطه را نزد پدر تحصيل كرد. سپس جهت ادامه‏ تحصيل راهي نجف شد و در درس آيات عظام فيروزآبادي و سيدابوتراب خوانساري شركت كرد. علامه اميني در اولين تاليف خويش، كتاب شهداء الفضيله را نگاشت و مورد توجه و تاييد علماي بزرگ قرار گرفت. اين عالم بزرگوار سپس كتاب عظيم "الغدير" را تاليف كرد و آن را به جهان بشري تقديم نمود. وي با تأليف الغدير خاطرات عصر نبوي را تجديد كرد و با اين اثر كه با سختي‏هاي فراوان و خون دل نگاشت، درصدد احياء سيره‏ نبوي و علوي بود. سرانجام اين رادمرد علم و عمل در 70 سالگي به ديدار محبوب شتافت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد.

25 بهمن - سالروز صدور حكم اعدام سلمان رشدى


25بهمن ماه، سالگرد صدور حكم اعدام سلمان رشدى توسط رهبر بزرگ جهان اسلام حضرت امام خمينى(ره) است.

حكمى كه حياتى دوباره به اسلام بخشيد و دشمنان اسلام را منفعل و منزوى ساخت.

بار ديگر استعمارگران دريافتندكه اسلام مكتبى زنده و پوياست و رهبرى آن، آگاه و هوشيار از حريم اسلام و مقدساتش دفاع مى‏كند.

حكم اعدام سلمان رشدى از نظر فقهى

با تأمل در كار سلمان رشدى مى‏توان گفت كه حكم اعدام او جنبه‏هاى مختلفى دارد؛ يكى از آنها مسأله «ارتداد» است.

سلمان رشدى در كتاب خود، مقدسات مذهبى، خدا، پيغمبر، جبرئيل، وحى و قرآن را به تمسخر گرفته، آيات الهى راآيات شيطانى ناميده، آيينهاى الهى را به عنوان آيينهاى فحشا و منكرات مطرح كرده است.

وى تعبيراتى در محتواى‏كتاب آيات شيطانى به كار برده كه انسان از بيانش شرم دارد.

هر مسلمان آزاده‏اى كه چنين مطالبى را بگويد، مرتداست.

البته مرتد بر دو قسم است:

ادامه نوشته

سخنان عارفانه امام خمینی (ره) خطاب به مراجع و طلاب

حضرت امام خمینی(ره) در ابتدای منشور روحانیت که در اسفند سال 1367 خطاب به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات صادر شد چند خطی عارفانه اشتیاق خود را برای شهادت و رسیدن به قافله نور بیان می کنند.

ایشان می فرمایند:

" صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه‌ی شهیدان، خصوصاً شهدای عزیز حوزه‌‌ها و روحانیت. درود بر حاملان امانت وحی و رسالت؛ پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نمود‌ه‌اند. سلام بر حماسه‌سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله‌ی علمیه و علمیه‌ی خود را به دم شهادت و مُرکب خون نوشته‌اند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه‌ی ناس از شمع حیاتشان گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند.

افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه‌ی نبرد، رشته‌ی تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سرود‌ه‌اند.

سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقّه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود منذران صادقی شدند که بندبند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره‌ی پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی‌رود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه‌ی مردم، خود اولین قربانی‌‌ها را بدهد و مُهر ختام دفترش شهادت باشد.

 آنان که حلقه‌ی ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه‌‌ها و روحانیت را درک کرد‌ه‌اند در خلسه‌ی حضورشان آرزویی جز شهادت ندید‌ه‌اند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب، جز عطیه‌ی ش‌هادت نخواسته‌اند.

 البته همه‌ی مشتاقان و طالبان هم به مراد شهادت نرسید‌ه اند. یکی چون من عمری در ظلمات حصار‌ها و حجاب‌‌ها مانده است و در خانه‌ی عمل و زندگی جز ورق و کتاب منیت نمی‌یابد و دیگری در اول شب یلدای زندگی، سینه‌ی سیاه هوس‌‌ها را دریده است و با سپیده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است. و حال من غافل که هنوز از کتم عدم‌‌ها به‌وجود نیامده‌ام، چگونه از وصف قافله‌سالاران وجود، وصفی بکنم. من و امثال من از این قافله فقط بانگ جرسی می‌شنویم؛ بگذارم و بگذرم."

فواید عجیب خواندن سوره توحید

مرحوم آیت الله علی سعادت پرور تهرانی در آخرین جلساتی که با شاگردان خاص خودشان داشتند فرموده بودند: «مردنم را به من نشان دادند، واضح واضح و هم اکنون نیز آن زمان برایم مشهود است، دیدم که انبیا و اولیای الهی(ع) در تشییع جنازه ام شرکت کرده اند و این به خاطر آن است که بنده چهل سال در وقت سحر با توجه، صد مرتبه سوره «قل هو الله احد» را می خواندم و به روح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر هدیه کرده ام.»(به نقل از سایت استاد علی فروغی از شاگردان ایشان)

درباره عظمت تلاوت سوره توحید، روایات عجیبی در میان فرمایشات معصومین علیهم السلام آمده است؛ از جمله:

از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: «هر کس که قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را هنگام خواب سه مرتبه بخواند، خداوند پنجاه هزار ملک را بر او موکّل می‏نماید تا در آن شب حراستش کنند».(الکافی، ج 2، ص 620)

امیر المؤمنین علیه السّلام نقل می‏نماید که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمودند: «کسی که به هنگام خواب صد بار سوره توحید را بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او را می‏بخشد.» (الکافی، ج 2، ص 539)

همچنین از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل شده است که فرمودند: «کسی که پس از نماز صبح، یازده بار «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» بخواند، در آن روز گناهی از او سر نمی‏زند؛ گرچه شیطان خوار شود(یعنی شیطان هر چه تلاش کند، نتواند انسان را به گناه بکشاند و بدین ترتیب خوار شود).»(ثواب‏الأعمال و عقاب الاعمال، ص 277)

امام صادق علیه السّلام از پدرش روایت نموده که پیامبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله بر جنازه سعد بن معاذ نماز گزارد و فرمود: «به راستی، نود هزار فرشته بر او نماز گزاردند که جبرئیل نیز در میان آنان بود. از جبرئیل علیه السّلام پرسیدم که او از چه رو استحقاق نماز شما را یافت؟ جبرئیل علیه السّلام گفت: از آن رو که در حال ایستاده و نشسته و سواره و پیاده و در حال رفت و آمد، سوره توحید را تلاوت می‏کرد.»(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه حسن زاده، صفحه 295)

امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هر که دچار مرض و یا گرفتاری شود و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ نخواند و در آن بیماری و شدّت بمیرد از اهل آتش است.»(وسائل‏الشیعه، ج 6، ص 224) و «هر که به بستر رود و (توحید) را یازده بار بخواند خانه او و همسایگانش مصون است.» (ثواب‏الأعمال و عقاب الاعمال، ص 128)

امام کاظم علیه السّلام از پدرش امام صادق علیه السّلام روایت نموده که امام علی علیه السّلام فرمود: «هر که نماز صبح را به جا آورد و پس آنگاه سوره توحید را یازده بار تلاوت کند، در آن روز گناهی مرتکب نشود هر چند شیطان بخواهد.»(مجلسی، بحارالأنوار، ج 83 ص 135)

اولین کسی که جشن تکلیف گرفت

سید بن طاووس که فقیهی نام آور و از مفاخر علمای شیعه است، نخستین کسی بود که برای فرزند خود «محمّد» جشن تکلیف گرفت و در این خصوص رساله ای نوشت. او در این رساله به همه کسانی که به شَرَف تکلیف نایل می شوند، توصیه های ارزشمندی دارد و در قسمتی از آن بدین گونه سخن می گوید:

«سزاوار چنین است که روز تشرّف به شرف تکلیف را از بزرگ ترین اعیاد قرار دهد؛ زیرا که آن اصل و اساس تمام اعیاد است، هم در دنیا و هم در آخرت، و سایر اعیاد فرع آن هستند. پس باید این روز را حفظ نموده و وقت و ساعت تشرف به تکلیف را ضبط نماید که در هر سال در چنین روزی به شکر واهبِ اعظم و مدح و ثنای مالک ارحم الراحمین و مدح او قیام نموده و به وظیفه عبودیت و بندگی بپردازد و به اهل حاجت و بینوایان تصدّق نماید چنانکه شایسته سایر ایام سرور و بشارت و اعیاد است.»

آری کدام سُرور بالاتر از اینکه این بنده ذلیل و حقیر را به دربار جلال خود حاضر نموده و به خلعت های احسانْ مخلَصش فرموده و کدام جشن و شادی باعظمت تر از اینکه با تکلیف، او را به آستان مقدّسش فرا خوانده است و با لطف و محبت، او را به گلستان عبودیت دعوت نموده است؟

آنچه امروز در جامعه اسلامی ما تا حدودی به عنوان «جشن تکلیف» مطرح است سنّت حسنه ای است که باید استادان، مربیان امور فرهنگی و خصوصاً پدران و مادران بیش از پیش بدان توجه کنند و جشن تکلیف را با شکوه و به طرز زیبا برای فرزندان برپا کنند. آنان باید نوباوگان و فرزندان خود را با تکالیف شرعی آشنا سازند و با هدیه ای مناسب، شادی و سرور تشرّف آنان را به شرف تکلیف و عبودیت و بندگی خداوند تبارک و تعالی جشن بگیرند و از آن قدردانی کنند. این کار باعث می شود که ضمن آگاهی فرزندانشان از زمان دقیق تکلیف و آشنایی با احکام نورانی آن، این زمان مقدس(جشن تکلیف) در خاطره آنان همیشه باقی بماند و سعادت خود را در ادای تکالیف الهی بدانند زیرا:

«سَعادَةُ الرَّجُلِ فی إِحْرازِ دینِهِ وَالْعَمَلِ لِآخِرَتِهِ؛ خوشبختی آدمی به حفظ دین و عمل برای آخرت خویش است.»(غرر الحکم، ص 145)

منبع :سایت حوزه

بعضی از شعارهای اول انقلاب

* استقلال آزادی * جمهوری اسلامی


ما ميگيم شاه نميخواهيم، نخست وزير عوض ميشه

ما ميگيم خر نميخواهيم، پالون خر عوض ميشه

نه شاه ميخواهيم نه شاپور * لعنت به هرچه مزدور


* ای شاه جنايتكار، ما تو را نميخواهيم

ای نوكر استعمار ما تو را نميخواهيم


* حزب فقط حزب الله * رهبر فقط روح الله


* رهبر دين حق، خمينی بت شكن * بهر ملت ما فرموده اين سخن 

فتح مستضعفين، گشته بر ما قرين * مرگ بر شاه، مرگ بر شاه


دستور امام امت، قطع يد اجانب * سر به فرمان او، تا آخرين دقايق
 

عزت و افرين، بر شهيدان دين * مرگ بر شاه، مرگ بر شاه


لحظه به لحظه گوييم * زير شكنجه گوييم * يا مرگ يا خمينی


يا رب نگهدار رهبر ما را * رهبر ما را، سرور ما را

ايران همه گلشن شود، الله اكبر * چشم همه روشن شود، الله اكبر


حكومت اسلامی ايجاد بايد گردد * اين شاه آمريكايی اعدام بايد گردد!


كشتار دانشجويان، به دست شاه جلاد (2)

خواسته ی آنان بوده، برچيدن استبداد

بهترين تسليت بر پدر و مادران * مرگ بر شاه (2)


از ظلم شاه جلاد، خون از زمين ميجوشد (2)

هركس بود مجاهد، در راه دين ميكوشد

ميكنيم جان فدا، ميدهيم اين ندا * مرگ بر شاه (2)



در ارتش روح الله، ما همگی سربازيم (2)

مردم آزادی خواه، مجاهد و جانبازيم (2)

ميكنيم جان فدا، ميدهيم اين ندا * مرگ بر شاه (2)


ميكشم! ميكشم! آنكه برادرم كشت

* شاه تو را ميكشيم! بخاك و خون ميكشيم!

* ای قاتل مرگت باد! ای جلاد ننكت باد!

* تا شاه كفن نشود، اين وطن وطن نشود!

* پنجاه سال خيانت! پنجاه سال جنايت

* اين شاه آمريكايی، اعدام بايد گردد * مزدور آمريكايی نابود بايد گردد

* به فرمان خمينی، به عزت شهيدان، شاه تو را ميكشيم، به خاك و خون ميكشيم

متن بعضی از سرودهای اول انقلاب

هوا دلپذير شد، گل از خاك بردميد

پرستو به بازگشت زد نغمه اميد

به جوش آمد از خون درون رگ گياه

بهار خجسته‌بال خرامان رسد ز راه

به خويشان، به دوستان، به ياران آشنا

به مردان تيزخشم كه پيكار مي‌كنند

به آنان كه با قلم تباهي دهر را

به چشم جهانيان پديدار مي‌كنند

بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد

و اين بند بندگي و اين بار فقر و جهل

به سرتاسر جهان، به هر صورتي كه هست

نگون و گسسته باد، نگون و گسسته باد

به خويشان، به دوستان، به ياران آشنا

به مردان تيزخشم كه پيكار مي‌كنند

به آنان كه با قلم تباهي دهر را

به چشم جهانيان پديدار مي‌كنند

بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد.


به ادامه مطلب مراجعه نمایید...................

ادامه نوشته

13 بهمن - بازتاب جهاني سخنان حضرت امام(ره) در بهشت زهرا (1357 ش)

بيانات حضرت امام(ره) در بهشت‌زهرا(س) كه در بدو ورود به ميهن اسلامي ايراد شد، بازتاب وسيعي در جهان داشت. چرا كه رسانه‌هاي كشورهاي مختلف و نيز مقامات سياسي برخي از كشورها با حساسيت، مسائل ايران را رصد مي‌كردند.

وزارت امور خارجه دولت آمريكا كه از حاميان اصلي رژيم ستمشاهي بود، مواضع صريح معظّمٌ لَه در مقابل سياست مداخله جويانه آمريكا در ايران را ضدآمريكايي خواند. رژيم صهيونيستي نيز از بازگشت حضرت امام به ايران ابراز نگراني كرد، زيرا به خوبي مي‏دانست كه امام و مردم انقلابي ايران از مخالفان سرسخت اين رژيم غاصب و اشغالگر هستند. تاس(خبرگزاري رسمي دولت شوروي) نيز در واكنش به بازگشت امام به كشور اعلام كرد كه بازگشت آيت‏اللَّه خميني به ايران، سير مبارزات را در آن كشور وارد مرحله سرنوشت‏سازي كرد. از طرف ديگر، در اين روز مردم مشتاق ديدار امام، عازم اقامتگاه ايشان در مدرسه علوي تهران شدند. ايشان طي سخناني براي مردم، رژيم را مخالف عقل و حقوق بشر خواندند و تأكيد كردند كه هر ملتي حق دارد سرنوشت خود را شخصاً تعيين كند.

12 بهمن - بازگشت "امام"(ره) به ميهن (1357ش)

در 12 بهمن 1357 حضرت امام خميني پس از نزديك به 15 سال دوري و تبعيد از وطن، در ميان استقبال پرشور مردم قدم به خاك ايران اسلامي گذاشتند و بزرگ‏ترين استقبال تاريخ در تهران شكل گرفت. استقبال گسترده مردم آگاه و بيدار ايران از امام، چنان بي‏نظير بود كه مي‏توان گفت در هيچ دوره‏اي از تاريخ معاصر، مردم از يك شخصيت محبوب خود، اين چنين استقبال نكرده‏اند. امام، پس از يك سخنراني كوتاه تشكرآميز در فرودگاه، براي اداي احترام به شهيدان انقلاب اسلامي به مرقد آنها در بهشت زهرا رفتند. در مسير بهشت زهرا، دريايي از انسان‏ها موج مي‏زد و اتومبيل با كندي مي‏توانست حركت كند. ساعت‏ها طول كشيد تا اين فاصله طي شد. اتومبيل حامل امام را ده‏ها موتور سوار حفاظت مي‏كردند. برسقف اتومبيل حاملِ حضرت امام، جوانان عضو كميته استقبال قرار داشتند و از مردم درخواست مي‏كردند كه راه را باز نمايند. صدها خبرنگار و عكاس، از اين مراسم عكس مي‏گرفتند تا هر چه زودتر، اين حادثه تاريخي را مخابره نمايند.

ادامه نوشته

پیگیری جدی معاونین و مربیان پرورشی  

با سلام : به اطلاع همکاران عزیز و گرامی می رساند ، نسبت به بخشنامه های ارسالی به مدارس توجه جدی داشته باشند.

اولین جلسه معاونین پرورشی مجتمع ها و مدارس شهری در روز یکشنبه 91/10/3ساعت 9 سالن اجتماعات اداره