2- تمدن یونانی :

  کهن ترین شاخص علمی تمدن یونانی مدرسه آتن بود .

  در این مرکز علمی ، علومی مثل : فلسفه ، منطق ،

 ریاضیات ، نجوم ، طب ، طبیعیات و جغرافیا تدرس می شد.

 3- تمدن مصری :

  به دلیل بسته شدن مدرسه آتن ، تمامی اعتبار علمی ان به اسکندریه منتقل گردید . دانشمندان مصری در ریاضیات ، هندسه ، نجوم ، طب تبحر داشتند .

4- تمدن سریانی :

سرزمین شام از دورترین زمان تاریخی مسکن اقوام سریانی بوده است . پس از ویرانی مدرسه اتن و رونق یافتن مرکز علمی اسکندریه ، مسیحیان این منطقه به منظور دستیابی به علوم روز منطبق بر دانش کلیسایی کوشیدند .

در این مراکز علمی ، تعلیم فلسفه ، طب ، خطابه ، الهیات ، نجوم ، جغرافیا تدریس می شد .

پس از انحطاط برخی از مدارس سریانی ، بسیاری از پزشکان به دانشگاه جندی شاپور کوچ نمودند .

5- تمدن هندی :

 اگر چه سرزمین هند جزء متصرفات یا مناطق تحت نفوذ مستقیم مسلمانان نبوده ، اما حضوری فعال در تاریخ تمدن اسلامی داشته اند .

 آن ها به طب ، هندسه ، ریاضیات ، گیاه پزشکی ، نجوم ، موسیقی نیز شهره بودند.

6- تمدن یمنی :

 دارای تمدن تاریخی کهن  ( بلقیس و ملکه سباء )  . تاریخ درخشان و جایگاه خوب سیاسی و اجتماعی و اقتصادی یمن موجب شد تا موخان آن جا را سرزمین خوشبخت یا مدینه الخضراء بنامند .

 از علوم آنها : فن آوری پیشرفته در معماری ، ساخت سد ، کشاورزی ، اصول اقتصادی 

 

نهضت علمی در تمدن اسلامی

مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد.

برای پی بردن به تأثیر دین اسلام در پیشرفت های علمی و فرهنگی ابتدا باید با مبانی نظری آن که برخاسته از متون دینی است آشنا شد. در اسلام، این مبانی برگرفته از قرآن کریم و سنت نبوی و سیره اهل بیت(ع) است.

اسلام در زمان و مکانی ظهور کرد که دنیا را آتش جهل و بیسوادی فرا گرفته بود و در محیط ظهور اسلام تعداد تحصیل کرده ها از عدد انگشتان تجاوز نمی کرد در ایران نیز علم و دانش در حیطه نفوذ طبقات خاصی بود و اکثریت از آن بی بهره بودند. ولی اسلام به فراگیری دانش و نشر آن تأکید فراوان نمود و نخستین پیام الهی که برپیامبر(ص) وحی شد با «اقرا» آغاز گردید.

آيات فراواني در قرآن مجيد انسان را به تفکر و انديشه دعوت مي‌نمايد. اين آيات عقل انسان را ترغيب مي‌كند که در آيات الهي بينديشد تا به شناخت واقعي و درست دست يابد.

 ارج نهادن قرآن به علم و کتابت و سفارشات موکد پيامبر اسلام و بزرگان دين در امر آموختن علوم و دانش‌ها، مسلمين صدر اسلام را به گونه‌اي شگفت‌آور به فراگيري علم، کتابت و تدوين علوم  هدايت نمود. در اين راه قرآن کريم و سيره پيامبر(ص) دو منبع اصلي و پراهميت براي بالا بردن سطح دانش و فرهنگ مسلمين بودند.

در دوره بني‌اميه در ممالک اسلامي گفتگوي چنداني از علم و حکمت در ميان نبود، اما از دوره عباسيان کم‌کم ميدان براي فعاليت‌هاي علمي باز شد و طولي نکشيد که سيل دانش مسلمين، سراسر دنياي اسلام را فراگرفت. علاوه بر دو منبع ذکر شده، ترجمه نيز يکي از پايه‌هاي جهش فکري مسلمانان به شمار مي‌رود.

آنان پيوسته آثاري از زبان‌هاي مختلف به عربي برمي‌گرداندند. کار ترجمه و نقل علوم از زبان‌هاي مختلف به عربي در قرن دوم و سوم با قوت تمام در بيت‌الحکمه و ديگر مراکز علمي دنبال شد و در قرن چهارم و نيمه اول قرن پنجم ادامه يافت. هارون و مامون مترجمان بسياري را در رشته‌هاي مختلف، مأمور ترجمه و تاليف نمودند و بدين ترتيب کليه آثار و انديشه‌هاي علمي دنياي قديم در اختيار دانشمندان مسلمان قرار گرفت .

حاصل اين فرايند شکوفايي تمدن اسلامي و بارور شدن آن در قرن چهارم و نيمه اول قرن پنجم هجري بود. در اين دوره بزرگ‌ترين علماي اسلامي در هر يک از شعب علوم عقلي و نقلي ظهور کردند.

اين دوره را به دو علت دوره طلايي تمدن اسلامي نام نهاده‌اند:

 دليل اول اين است که در اين دوره دولت اسلامي هم از لحاظ ثروت و سيادت و هم از حيث فرهنگ و معرفت به قله مجد و رفعت رسيد. دليل دوم اين است که بيشتر علوم اسلامي در اين دوره نشأت يافت و بيشتر علوم در اين روزگار به زبان (عربي) ترجمه شد.

از نتايج شکوفايي علمي، طبقه‌بندي علوم توسط دانشمندان مسلمان بود. ايشان علوم را به دو دسته علوم اسلامي و غير اسلامي تقسيم نمودند.

علوم اسلامي شامل قرائت، تفسير، حديث، فقه، اصول، کلام، تصوف، عرفان، و

علوم غير اسلامي شامل رياضيات، نجوم، فيزيک و مکانيک، طب، کيميا، فلسفه، منطق، تاريخ، جغرافيا و ادبيات  مي‌شد.

برخی از دلایل توجه مسلمانان به ترجمه آثار تمدن های دیگر  :

1- عوامل درونی :

  الف – تاکید قران بر علم اندوزی و دانش افزایی

  ب – توصیه مکرر پیامبر (ص) بر کسب علم و دانش

  ج – عدول از روحیه بدوی و بیابان گردی و روی آوردن

       به زندگی شهری

  د – نیاز جامعه به فراگیری علوم مختلف

  و – تحقق برنامه های اقتصادی و افزایش رفاه عمومی

2- عوامل بیرونی :

  الف – فتوحات و رویارویی با تمدن های مختلف

  ب – انتقال خلافت از شام به بغداد و تاثیر فرهنگ ایران

  ج – مهاجرت اهل ذمه به پایتخت خلافت اسلامی

  د – حضور اندشمندان با گرایش های مذهبی و ملیت های

    مختلف در دربار عباسیان به دلیل تسامح فرهنگی و مذهبی

ه – حضور فعال نخبگان علم دوست ایرانی به ویژه دانشمندان

   اهل مرو در دربار عباسیان

نهادهای آموزشی در تمدن اسلامی :

1- مسجد

   ( مسجد جامع بصره ، جامع کوفه ، جامع دمشق ، مسجد

    الاقصی و .... )

2- مکتب و کُتّاب

   ( که در آنها آموزش ابتدایی خواندن و نوشتن و روخوانی

    قران انجام می شد .)

3- مدارس

   ( که کار خود را به دو شکل منحصر به فرد « خصوصی و

    دولتی » اغاز کردند . )

4- جامعه

  ( همان دانشگاه ها که شامل مراکز علمی در سطوح عالی

   بودند . )

5- رباط

  ( بناهای نظامی و تدافعی بودند که به تدریج محل عبادت و

   کسب علم و دانش و معرفت شد .)

6- خانه دانشمندان

7- کتابفروشی ها

8- بیمارستان ها (برای تعلیم علم طب )

ساختار و شیوه های آموزشی در دانشگاه های اسلامی :

1- استاد و شیوه های آموزشی :

  استاد در راس هرم اموزشی قرار دارد .

استادان در سه گروه آموزشی:

الف : معلمان مساجد و مکاتیب

ب: مربیان یا مودبان خصوصی

ج: استادان مدارس و دانشگاه ها

دراین میان گروه سوم جزء شایسته ترین گروه علمی محسوب می شدند و در منظر عموم و خصوص از منزلت والایی برخوردار بودند .

2- مُعید : ( استاد یار ، اعاده کننده درس)

کسانی بودند که در کار تدریس ، دستیار استاد بودند .

معید سخنان استاد را از نو برای دانشجویان بازگو می کرد .

3- دانشجو :

در ساختار آموزشی دو نوع دانشجو وجود داشت :

المُشتغل ( که ثابت و تمام وقت بود و هزینه بیشتری پرداخن می کرد )

 المُستمع  ( بصورت پاره وقت و آزاد در درس حاضر می شد )

 اخلاق دانشجویی

4- آداب و رسوم دانشگاهی :

افتتاحیه – معرفی اساتید – برگزاری کلاس ها – صرف غذا

5- لباس دانشگاهی :

لباس بزرگان علم و ادب همان لباس ساده پیامبر بود .

اما از زمان اموی ها لباس های تقلیدی ترجیح داده شد و کم کم لباس ها با عرف منطقه تغییر یافت .

در زمان عباسیان لباسهای ایرانی رواج  پیدا کرد . در این زمان لباس هر گروهی با گروه دیگر فرق می کرد .

 

 پیامدهای نهضت ترجمه

1- توسعه تمدن اسلامی

2- ظهور و بروز استعدادهای علمی و خلاق وعرضه

    دستاوردهای بزرگ علمی

3- آغاز عصر تفسیر قران و جدایی آن از علم حدیث

4- رشد و گسترش زبان عربی به عنوان زبان علمی جهان اسلام

5- افزایش تعدادمدارس علمی ، کتابخانه ها ، موسسات

    پژوهشی و تحقیقاتی ، انتشار کاغذ ، رونق کار ترجمه ....

 

به طور کلی انتقال علوم و تمدن از اسلام به غرب از چند راه انجام گرفت:

1. تعامل مسلمانان با مسیحیان در اسپانیا، ایتالیا، سیسیل و در جنگ های صلیبی و آشنا شدن با فرهنگ و تمدن اسلامی در نقاط گوناگون جهان اسلامی و مرزهای آن با دنیای خارج از آن.

2. ترجمه کتب عربی به زبان های اروپایی، در جریان رویکردی که از آن به نهضت ترجمه از عربی به لاتین تعبیر می شود، از سده پنجم تا هفتم هجری.

3. تدریس و استفاده از کتب عربی ـ که دانشمندان مسلمان آنها را نوشته و یا ترجمه کرده بودند ـ در مراکز علمی.

4. آمیزش مسیحیان با مسلمانان از راه ازدواج و روابط اجتماعی، تقلید مسیحیان از طرز لباس پوشیدن و آداب و رسوم مسلمانان.